نبرد با احتکار؛ از برخورد تعزیراتی تا تنظیم‌گری هوشمند

نبرد با احتکار؛ از برخورد تعزیراتی تا تنظیم‌گری هوشمند

تنظیم توسط روابط عمومی ره‌آوا |

تجربه سیاست‌گذاری اقتصادی در ایران نشان می‌دهد که بروز شرایط بحرانی، به‌ویژه شوک‌های ناگهانی در سمت عرضه، همواره با افزایش رفتارهای فرصت‌طلبانه در بازار همراه بوده است. احتکار کالاهای اساسی همواره یکی از مهم‌ترین عوامل بی‌ثباتی بازار و افزایش فشار بر مصرف‌کنندگان بوده است؛ پدیده‌ای که به‌ویژه در مقاطع بروز شوک‌های بیرونی، از جمله دوران جنگ یا اصلاح سیاست‌های یارانه‌ای و حذف ارز ترجیحی، به‌طور محسوسی تشدید شده است و آثار آن به‌صورت کمبود مصنوعی کالا، افزایش ناگهانی قیمت و بی‌اعتمادی عمومی نمایان می‌شود.

بررسی داده‌های بازار در دو مقطع مشخص جنگ 12 روزه و حذف ارز ترجیحی نشان می‌دهد که عدم شفافیت کامل بازار و نقصان ابزارهای نظارتی سنتی، بستر مناسبی برای رشد احتکار فراهم کرده است. بنابراین این سوال مطرح می‌شود که آیا ابزارهای سنتی برای کاهش و مقابله با احتکار و قاچاق کالا کارایی لازم را دارند و یا زمان آن فرا رسیده که برای حفظ ثبات بازار، بیش از پیش از ابزارهای هوشمند استفاده نمود؟

احتکار؛ مسئله‌ای فراتر از یک تخلف صنفی

احتکار صرفاً یک تخلف محدود به انبار یا واحد صنفی نیست، بلکه پدیده‌ای است که مستقیماً بر امنیت غذایی، عدالت توزیعی و اعتماد عمومی اثر می‌گذارد. پس از اصلاح سیاست‌های ارزی و حذف ارز ترجیحی، حساسیت بازار کالاهای اساسی افزایش یافته و هرگونه اختلال در عرضه، به‌سرعت خود را در سطح قیمت مصرف‌کننده نشان می‌دهد. در چنین فضایی، نبود شفافیت در گردش کالا و ضعف رصد موجودی‌ها، بستر مناسبی برای احتکار و ایجاد کمبودهای ساختگی فراهم می‌کند.

محدودیت‌های ساختاری نظارت میدانی

دولت همواره برای مواجه با احتکار از روش‌های سنتی از جمله افزایش نظارت میدانی، بازرسی‌های حضوری و برخورد تعزیراتی استفاده می‌کرده است. با این حال، داده‌ها و تجربه اجرایی نشان می‌دهد که این رویکرد، در مقیاس ملی و در شرایط بحران، کارایی محدودی دارد. اولین موردی که نقصان سیستم سنتی را نمایان می‌کند این است که تخلف زمانی شناسایی می‌شود که اثر آن در بازار نمایان شده است. در حالی که احتکار، به‌ویژه در سطح انبارها و حلقه‌های میانی، قبل از آنکه در قیمت مصرف‌کننده بروز پیدا کند، شکل می‌گیرد. ثانیا هزینه‌های اجرایی نظارت میدانی بسیار بالاست و پوشش کامل زنجیره تأمین از واردکننده و تولیدکننده تا عمده‌فروش و خرده‌فروش عملاً غیرممکن است.

از منظر شفافیت داده‌ نیز بازرسی‌های میدانی معمولاً فاقد اتصال به یک تصویر جامع از بازار هستند. هر بازرس تنها یک نقطه از زنجیره را می‌بیند، بدون آنکه بداند جریان ورودی و خروجی کالا در سایر حلقه‌ها چگونه است. این جزیره‌ای بودن اطلاعات، امکان شناسایی الگوهای سیستماتیک احتکار را از بین می‌برد.

بنابراین اتکای صرف به روش‌های سنتی نظارت و برخورد تعزیراتی، نه‌تنها امکان پیشگیری از احتکار را فراهم نمی‌کند، بلکه عملاً به واکنشی دیرهنگام پس از بروز اختلال در بازار منجر می‌شود که اثر احتکار در قالب کمبود کالا، افزایش قیمت یا بی‌اعتمادی مصرف‌کننده نمایان شده است.

داده‌های بازار چه می‌گویند؟ نشانه‌های رفتاری احتکار در سال 1404

طبق اطلاعات و داده‌های منتشر شده در خبرگزاری‌های رسمی و اطلاعات تعزیرات حکومتی در زمان دو مقطع بحرانی اخیر، حجم قابل توجهی از کالاهای اساسی در سطح زنجیره تأمین متوقف شده و وارد چرخه عرضه نشده است. بر اساس داده‌های موجود، در بازه یک ماهه پس از جریان جنگ 12 ‌روزه، دست کم ۱۰۰۰ تن برنج و روغن (به استناد بخشی از آمار منتشر شده در رسانه‌های‌ رسمی از کشف پرونده‌های احتکار) در انبارها و حلقه‌های میانی زنجیره نگهداری شده؛ در حالی که هم‌زمان، بازار مصرف با کمبود و فشار تقاضا مواجه بوده است.

همچنین این داده‌ها نشان می‌دهد که پس از حذف ارز ترجیحی در دی ماه سال جاری، این پدیده با شدت بیشتری تکرار شده و حجم برنج و روغن کشف شده در استان‌های مختلف به حدود ۸۰۰۰ تن (به استناد بخشی از آمار منتشر شده در چندین رسانه‌ رسمی از کشف پرونده‌های احتکار) رسیده است. این در حالی است که در هر دو مقطع، از منظر موجودی کل کشور، کمبود ساختاری در سطح تولید یا واردات گزارش نشده و اختلال اصلی در مرحله توزیع و عرضه به بازار شکل گرفته است.

همان‌طور که مطرح شد، ارقام گزارش شده در این مطالعه، مبتنی بر بخشی از اخبار و گزارش‌های منتشرشده رسمی و رسانه‌ای است و به‌دلیل محدودیت در دسترسی به داده‌های کامل انبارداری و گردش کالا در همه حلقه‌های زنجیره، برآورد واقعی حجم کالای احتکارشده، به‌احتمال زیاد بیش از این مقادیر بوده است.

چرا راهکار سامانه‌های هوشمند می‌تواند مؤثر باشد؟

در سال‌های اخیر و با توسعه سامانه‌های مختلف از جمله جامع تجارت و جامع انبارها، این انتظار می‌رفت که امکان جلوگیری کامل از تخلفات احتمالی ایجاد شود. با این حال، بررسی کارکرد واقعی این سامانه‌ها نشان می‌دهد که همچنان بخش عمده‌ای از تخلفاتی مانند احتکار در بازار وجود دارد و راهکارهای فعلی نیازمند بهبود و به‌روزرسانی است.

به عبارتی دیگر؛ بخش عمده سامانه‌های موجود، صرفاً بستر ثبت اطلاعات هستند؛ به این معنا که داده‌ها به‌صورت خوداظهاری و گاهاً با تاخیر زمانی در سامانه وارد می‌شوند و قابلیت تفسیر و تبدیل این داده‌ها به بینش عملیاتی وجود ندارد.

در واقع، این سامانه‌ها بیش از آنکه نقش «ناظر هوشمند بازار» را ایفا کنند، کارکردی مشابه نسخه دیجیتال فرآیندهای سنتی دارند و منطق تصمیم‌گیری همان منطق واکنشی گذشته باقی مانده است. در چنین شرایطی، شناسایی رفتارهای احتکاری نیز با چالش جدی مواجه می‌شود؛ زیرا سامانه‌ای که صرفاً موجودی را ثبت می‌کند، امکان تشخیص زودهنگام و پیشگیرانه این رفتارها را نداشته و تمایز میان انبارداری متعارف و نگه‌داشت تعمدی کالا بسیار مشکل خواهد بود.

در این شرایط با بهره‌گیری از سامانه‌هایی که به‌معنای واقعی هوشمند طراحی و اجرا می‌شوند، نه به‌عنوان جایگزین سامانه‌های جامع تجارت و جامع انبارها، بلکه به‌عنوان لایه تحلیلی و تصمیم‌یار در کنار آن‌ها می‌تواند کارکرد نظام نظارتی را از وضعیت واکنشی به وضعیت پیش‌دستانه ارتقا دهد. در این چارچوب، سامانه هوشمند از سه مسیر اصلی، امکان خنثی‌سازی یا کاهش رفتارهای احتکاری را فراهم می‌کند:

شفافیت داده در مسیر توزیع کالا

به گونه‌ای که وقتی اطلاعات مربوط به تولید، واردات، انبار و توزیع در یک بستر یکپارچه ثبت می‌شود، امکان ایجاد عدم‌تقارن اطلاعاتی کاهش می‌یابد. با استفاده از سامانه به‌جای تمرکز بر کشف تخلف تمرکز به سمت تشخیص انحرافات بازار حرکت می‌کند.

رهگیری برخط جریان کالا در طول زنجیره تأمین

پایش جریان کالا از مرحله تولید یا واردات تا توزیع و رسیدن به دست مصرف‌کننده نهایی، از طریق رهگیری برخط و ایجاد اتصال داده‌ای میان حلقه‌های مختلف زنجیره شامل تولیدکننده، واردکننده، انباردار، عمده‌فروش و خرده‌فروش انجام می‌شود؛ امری که از شکل‌گیری خلأهای اطلاعاتی جلوگیری کرده و در نتیجه، امکان پنهان‌سازی کالا یا انتقال آن به مسیرهای غیرشفاف را کاهش داده و شفافیت عملیاتی زنجیره تأمین را به‌طور معناداری افزایش می‌دهد.

نظارت هوشمند و هشدار پیش‌دستانه

بدین معنا که سامانه می‌تواند در طول زنجیره تامین و توزیع، الگوهای غیرعادی را شناسایی کرده و پیش از وقوع بحران، نهادهای نظارتی را مطلع سازد. نکته مهم آن است که این رویکرد، پیش‌دستانه است. یعنی پیش از آنکه کمبود کالا به افزایش قیمت یا صف مصرف‌کننده منجر شود، مداخله تنظیم‌گرانه امکان‌پذیر می‌شود؛ که می‌تواند شامل اصلاح سهمیه تا مسدودسازی موقت مسیرهای توزیع مشکوک در بازار باشد.

این ترکیب، نظارت را از حالت واکنشی به حالت پیشگیرانه تغییر می‌دهد؛ تغییری که در سیاست‌گذاری بازار، اهمیت حیاتی دارد.

تجربه بهره‌گیری برخی استان‌ها از سامانه‌های هوشمند

بررسی گزارش‌های رسمی منتشرشده نشان می‌دهد که بروز پدیده احتکار، به‌صورت مقطعی، در تمامی استان‌های کشور قابل مشاهده بوده است؛ با این حال، تحلیل داده‌ها حاکی از آن است که در استان‌هایی که توزیع کالاهای اساسی با اتکا به سامانه‌های هوشمند انجام شده، شدت و دامنه احتکار به‌مراتب محدودتر بوده است. این تفاوت، بیش از هر چیز، به شفافیت فرآیند توزیع و اثربخشی بالاتر رصد جریان کالا باز می‌گردد.

در همین راستا تحلیل داده‌های موجود در سامانه ره‌آوا حاکی از آن است که طرح‌هایی که توزیع آن‌ها در بستر این سامانه اجرا شده‌اند، از الگوی متفاوت و قابل‌اتکاتری برخوردار بوده‌اند.

در این طرح‌ها، به‌واسطه انجام تمامی فرآيند‌های مرتبط با توزیع کالا‌های اساسی از صدور الکترونیکی حواله تا توزیع درب واحد صنفی، امکان پنهان‌سازی موجودی و ایجاد اختلال هدفمند در عرضه به‌طور معناداری محدود شده است.

مجموع داده‌های ثبت‌شده در سامانه ره‌آوا نشان می‌دهد که فرآیند توزیع در طرح‌های اجراشده، به‌صورت اصولی، عادلانه و شفاف طراحی و اجرا شده و این شفافیت داده‌ای، نقش مؤثری در افزایش اثربخشی سیاست‌های تنظیم بازار ایفا کرده است. به‌گونه‌ای که این تجربه، در عمل به الگویی اجرایی برای استفاده از سامانه در شرایط بحرانی تبدیل شده و برخی استان‌ها از جمله اصفهان، چهارمحال ‌و بختیاری، قزوین و سمنان، در مقاطع حساس بازار، توزیع کالاهای اساسی را در بستر این سامانه انجام داده‌اند.

نتیجه‌گیری

تجربه مقاطع بحرانی اخیر نشان می‌دهد که مقابله مؤثر با احتکار بیش از هر چیز به شفافیت و ابزارهای رصد لحظه‌ای در زنجیره تأمین وابسته است و نه صرفاً به تشدید برخوردهای تعزیراتی. چرا که بدون دسترسی به داده‌های دقیق و لحظه‌ای، واکنش‌ها اغلب دیرهنگام و ناکارآمد خواهند بود و در شرایطی که بازار کالاهای اساسی با حساسیت بالا و فشارهای متعدد مواجه است، کارایی محدودی دارد. تجربه استان‌هایی مانند اصفهان، چهارمحال ‌و بختیاری، قزوین و سمنان نشان می‌دهد که استفاده از سامانه‌های هوشمند، اثربخشی سیاست‌های تنظیم بازار را افزایش داده و الگویی موفق برای مدیریت بحران در سطح ملی ارائه کرده است. توسعه و تعمیم این سامانه‌ها، کلید حفظ ثبات بازار، امنیت غذایی و بازسازی اعتماد عمومی است و می‌تواند گامی مؤثر در جهت تقویت سیاست‌های تنظیم بازار و اطمینان‌بخشی به مردم باشد.

منابع

نمونه‌ای از اخبار منتشر شده در رسانه‌های رسمی از کشف پرونده‌های احتکار در بازه زمانی مورد مطالعه:

سه هزار تن کالای احتکار شده در لرستان کشف شد - ایرنا

کشف احتکار ۲۰ تن روغن خوراکی در قم - ایرنا

کشف بیش از ۱۸ تن برنج احتکار شده در یزد - ایرنا

کشف ۶۰۰ تن برنج احتکاری در کرج - ایرنا

کشف ۵۶۰۰ بطری روغن خوراکی احتکاری در همدان - ایسنا

احتکار ۵۰۰۰ میلیاردی مواد غذایی و کالای اساسی در ساری - ایسنا

کشف بیش از ۹۵۷ تن انواع کالای اساسی احتکار شده - ایسنا

لورفتن ۵ تن برنج احتکارشده در خرامه

کشف انبار احتکار روغن خوراکی در شهر ایلام | خبرگزاری صدا و سیما

کشف محموله ۲۲ تن روغن خوراکی در سبزوار | مریم ادبی

سایر گزارش‌ها