بایدها و نبایدهای قیمت‌گذاری در بازار کالاهای اساسی پس از اصلاحات یارانه‌ای

بایدها و نبایدهای قیمت‌گذاری در بازار کالاهای اساسی پس از اصلاحات یارانه‌ای

نگارش توسط مهزاد ایراندوست | پژوهشگر اقتصادی

چکیده

تحولات اخیر در بازار نهاده‌های دامی و محصولات پروتئینی، مسئله قیمت‌گذاری را به یکی از محوری‌ترین چالش‌های حکمرانی بازار کالاهای اساسی تبدیل کرده است. در شرایطی که سازوکارهای حمایتی پیشین دچار تغییر شده‌اند، مسئله اصلی دیگر صرفاً به حذف یا تداوم یارانه‌ها محدود نمی‌شود، بلکه به چگونگی شکل‌گیری قیمت‌ها، میزان آزادی بازار و نقش دولت در تنظیم و هدایت آن بازمی‌گردد. این مقاله با تمرکز بر منطق قیمت‌گذاری پس از اصلاحات یارانه‌ای، به بررسی وضعیت بازار نهاده‌های دامی و محصولات پروتئینی در ایران پرداخته و آن را با تجربه کشورهای منتخب مقایسه می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که در اغلب کشورها، آزادسازی قیمت‌ها به معنای رهاسازی کامل بازار نبوده و قیمت‌گذاری در قالب مدل‌های ترکیبی انجام می‌شود؛ مدل‌هایی که در آن قیمت‌ها از سازوکار عرضه و تقاضا تبعیت می‌کنند، اما هم‌زمان تحت پایش، هدایت و مداخله هدفمند دولت قرار دارند. مقاله استدلال می‌کند که موفقیت قیمت‌گذاری در بازار کالاهای اساسی، بیش از هر چیز به کیفیت تنظیم‌گری، شفافیت داده‌ها و توان پیش‌بینی و مدیریت نوسانات وابسته است. در این چارچوب، نقش سامانه‌های داده‌محور و تحلیلی در پشتیبانی از تصمیم‌سازی و کاهش ریسک‌های قیمتی مورد تأکید قرار می‌گیرد.

مقدمه: از اصلاح یارانه تا مسئله قیمت‌گذاری

اصلاح سیاست‌های حمایتی در بازار نهاده‌های دامی، نقطه عطفی در ساختار اقتصادی بازار کالاهای اساسی به شمار می‌رود. حذف سازوکارهای پیشین تخصیص یارانه، اگرچه با هدف کاهش رانت و افزایش شفافیت انجام شد، اما پیامد اصلی آن، انتقال مسئله از «چگونگی تخصیص یارانه» به «چگونگی قیمت‌گذاری» بود.

در واقع، با کنار رفتن لنگرهای قیمتی پیشین، قیمت‌ها به متغیری پویا، حساس و اثرگذار بر کل زنجیره تأمین تبدیل شدند. این تحول، ضرورت بازنگری در منطق تنظیم بازار و بازتعریف نقش دولت در فرآیند قیمت‌گذاری را برجسته کرده است.

قیمت‌گذاری؛ متغیر کلیدی امنیت غذایی

قیمت در بازار نهاده‌ها و محصولات پروتئینی، تنها یک سیگنال اقتصادی نیست؛ بلکه عاملی تعیین‌کننده در رفتار تولیدکننده و مصرف‌کننده است. افزایش یا کاهش ناپایدار قیمت می‌تواند به ترتیب به کاهش مصرف، خروج تولیدکننده از بازار یا تشدید رفتارهای سوداگرانه منجر شود. در بازارهایی با اهمیت راهبردی مانند غذا، قیمت‌گذاری ناکارآمد می‌تواند مستقیماً امنیت غذایی را تهدید کند. از این‌رو، مسئله اصلی نه «پایین نگه داشتن مصنوعی قیمت»، بلکه «پایدارسازی و قابل پیش‌بینی کردن آن» است.

قیمت‌گذاری پس از اصلاح: آیا بازار کاملاً آزاد است؟

یکی از برداشت‌های نادرست رایج این است که پس از حذف یارانه‌ها، قیمت‌گذاری باید به‌طور کامل به بازار واگذار شود. بررسی تجربه جهانی نشان می‌دهد که چنین رویکردی، حتی در اقتصادهای آزاد نیز به‌ندرت پذیرفته شده است. در اغلب کشورها، دولت‌ها از قیمت‌گذاری دستوری فاصله گرفته‌اند، اما هم‌زمان با استفاده از ابزارهای تنظیم‌گر، مانع از بروز نوسانات شدید و شوک‌های قیمتی می‌شوند. این الگو را می‌توان «قیمت‌گذاری هدایت‌شده» نامید.

تجربه‌های بین‌المللی قیمت‌گذاری پس از آزادسازی

تمرکز بر بازار مرغ به‌عنوان کالای نمونه

مرغ در اغلب کشورها، نقشی مشابه نان در سبد غذایی ایفا می‌کند: کالایی با مصرف گسترده، حساسیت اجتماعی بالا و اثرگذاری مستقیم بر تورم خوراکی. به همین دلیل، بررسی منطق قیمت‌گذاری مرغ پس از آزادسازی یارانه‌ها، تصویر دقیق‌تری از نحوه مداخله دولت‌ها در بازار کالاهای اساسی ارائه می‌دهد.

چین: کشف قیمت مرغ در بازار، هدایت قیمت در سیاست

در چین، قیمت مرغ به‌صورت رسمی «آزاد» است و هیچ نرخ دستوری ثابتی برای آن اعلام نمی‌شود. با این حال، آزاد بودن قیمت به معنای فقدان منطق کارشناسی در شکل‌گیری آن نیست. قیمت مرغ در این کشور حاصل برهم‌کنش سه لایه تصمیم‌سازی است.

در لایه نخست، بازار خرده‌فروشی و عمده‌فروشی نقش اصلی را در کشف قیمت ایفا می‌کند. عرضه روزانه مرغ زنده و گوشت مرغ در بازار، در تعامل با تقاضای مصرف‌کنندگان، قیمت‌های لحظه‌ای را شکل می‌دهد. این قیمت‌ها، سیگنال اولیه بازار محسوب می‌شوند.

در لایه دوم، نهادهای تخصصی دولتی به‌طور مستمر هزینه تمام‌شده تولید مرغ را پایش می‌کنند. این پایش شامل قیمت نهاده‌های خوراک، هزینه انرژی، تلفات، حمل‌ونقل و دستمزد است. بر اساس این داده‌ها، یک «دامنه قیمت منطقی» برای مرغ استخراج می‌شود؛ دامنه‌ای که نه به‌عنوان قیمت مصوب، بلکه به‌عنوان معیار ارزیابی رفتار بازار عمل می‌کند.

در لایه سوم، دولت از ابزارهای غیرمستقیم برای تنظیم بازار استفاده می‌کند. اگر قیمت مرغ به‌مدت معنادار بالاتر از دامنه کارشناسی تثبیت شود، مداخله از مسیر آزادسازی ذخایر، تسهیل واردات یا تنظیم زمان‌بندی عرضه انجام می‌شود. در مقابل، اگر قیمت‌ها به‌سطحی برسد که تولیدکننده را زیان‌ده کند، خرید حمایتی یا کاهش عرضه ذخایر به تعادل بازار کمک می‌کند.

در نتیجه، قیمت مرغ در چین نه دستوری است و نه رهاشده؛ بلکه قیمتی است که در بازار کشف می‌شود، اما همواره زیر سایه یک منطق هزینه‌ای و تنظیم‌گرانه قرار دارد.

اتحادیه اروپا: قیمت مرغ، آزاد اما با کف درآمدی تولیدکننده

در اتحادیه اروپا، قیمت مرغ به‌صورت مستقیم توسط دولت‌ها تعیین نمی‌شود و بازار نقش اصلی را در کشف قیمت ایفا می‌کند. با این حال، آزادسازی قیمت در این کشورها با مجموعه‌ای از سازوکارهای حمایتی همراه است که عملاً اجازه سقوط مخرب قیمت را نمی‌دهد.

منطق قیمت‌گذاری مرغ در اروپا بر این فرض استوار است که بازار بهترین ابزار کشف قیمت است، اما بدترین ابزار تضمین پایداری تولید. از این‌رو، دولت‌ها به‌جای مداخله در عدد قیمت، بر حفظ حداقل درآمد تولیدکننده تمرکز دارند.

پرداخت‌های جبرانی، یارانه‌های غیرقیمتی و ابزارهای بیمه درآمدی، این امکان را فراهم می‌کنند که حتی در دوره‌هایی که قیمت مرغ به‌دلیل مازاد عرضه کاهش می‌یابد، تولیدکننده از بازار خارج نشود. به این ترتیب، قیمت مرغ در بازار نوسان می‌کند، اما این نوسان به بحران تولید تبدیل نمی‌شود.

در این مدل، قیمت مرغ آزاد است، اما «ریسک قیمت» به‌طور فعال مدیریت می‌شود.

نیوزیلند: شفافیت اطلاعاتی به‌جای مداخله قیمتی

در نیوزیلند، قیمت مرغ و سایر محصولات دامی یکی از آزادترین اشکال قیمت‌گذاری را دارد. دولت به‌طور مستقیم در قیمت مداخله نمی‌کند، اما نقش مهمی در تولید و انتشار اطلاعات ایفا می‌کند.

داده‌های مربوط به هزینه تولید مرغ، بهره‌وری واحدها، قیمت نهاده‌ها و روندهای تقاضا به‌صورت منظم منتشر می‌شود. این شفافیت باعث می‌شود قیمت مرغ نه بر پایه انتظارات هیجانی، بلکه بر مبنای واقعیات اقتصادی شکل بگیرد.

در این چارچوب، منطق کارشناسی نه از طریق دستور، بلکه از مسیر داده به بازار منتقل می‌شود. قیمت مرغ آزاد است، اما رفتار غیرمنطقی بازار به‌دلیل شفافیت بالا، مجال بروز گسترده پیدا نمی‌کند.

جمع‌بندی تطبیقی: آزادی قیمت، چارچوب تنظیم‌گرانه

مرور تجربه چین، اتحادیه اروپا و نیوزیلند نشان می‌دهد که آزادسازی قیمت در بازار مرغ و سایر محصولات پروتئینی، در عمل به‌معنای پذیرش یک الگوی «آزادی کنترل‌شده» است. در تمامی این کشورها، قیمت‌ها توسط بازار کشف می‌شوند، اما هم‌زمان در چارچوب‌هایی مشخص هدایت می‌شوند:

این تجربه‌ها نشان می‌دهد که مسئله اصلی در قیمت‌گذاری کالاهای اساسی، از جمله مرغ، نه انتخاب میان «قیمت آزاد» یا «قیمت دستوری»، بلکه طراحی سازوکارهایی است که امکان کشف قیمت بازار را با مدیریت نوسانات و حفظ پایداری تولید تلفیق کند.

وضعیت ایران: چالش‌های قیمت‌گذاری در دوره جدید

نوسان‌پذیری قیمت‌ها

پس از اصلاح سیاست‌های حمایتی، قیمت نهاده‌ها و محصولات نهایی با نوسانات بیشتری مواجه شده‌اند. نبود ابزارهای پوشش ریسک و ضعف پیش‌بینی، این نوسانات را تشدید کرده است.

فشار بر تولیدکننده

افزایش هزینه نهاده‌ها، نیاز به سرمایه در گردش را افزایش داده و تولیدکنندگان کوچک و متوسط را در معرض خروج از بازار قرار داده است. این روند می‌تواند به تمرکز تولید و کاهش تاب‌آوری زنجیره تأمین منجر شود.

محدودیت ابزارهای جبرانی

ابزارهایی مانند کالابرگ، اثر افزایش قیمت را برای مصرف‌کننده تعدیل می‌کنند، اما نقشی در اصلاح رفتار تولیدکننده و واسطه ندارند و نمی‌توانند جایگزین تنظیم‌گری قیمتی شوند.

ضرورت گذار به تنظیم‌گری هوشمند

قیمت تجربه داخلی و بین‌المللی نشان می‌دهد که تنظیم بازار کالاهای اساسی، نیازمند رویکردی داده‌محور، پیش‌نگر و منعطف است. رصد لحظه‌ای قیمت‌ها، پایش جریان کالا و شناسایی زودهنگام عدم‌تعادل‌ها، ابزارهایی هستند که می‌توانند از تبدیل نوسانات طبیعی بازار به بحران جلوگیری کنند.

نقش سامانه‌های داده‌محور و جایگاه ره‌آوا در قیمت‌گذاری تنظیم‌گرانه

در گذار از قیمت‌گذاری دستوری به قیمت‌گذاری تنظیم‌گرانه، وجود ابزارهایی که بتوانند هم‌زمان شفافیت، رقابت و کنترل نوسانات را فراهم کنند، اهمیت ویژه‌ای دارد. در این چارچوب، سامانه‌های داده‌محور نه‌تنها نقش تحلیلی، بلکه کارکرد عملیاتی در شکل‌دهی به فرآیند قیمت‌گذاری پیدا می‌کنند. به‌ویژه در شرایط بازار آزاد، سامانه‌ای مانند ره‌آوا با تحلیل قیمت‌های موجود و روندهای روزانه عرضه و تقاضا، به تصمیم‌گیرندگان امکان می‌دهد قیمت‌ها را بر اساس واقعیت بازار تعیین کرده و از جهش ناگهانی یا خارج از کنترل قیمت‌ها جلوگیری کنند.

علاوه بر این، ره‌آوا با ایجاد تالارهای معاملاتی تخصصی در حوزه نهاده‌های دامی و محصولات وابسته، بستری فراهم کرده است که در آن قیمت‌ها نه به‌صورت دستوری تعیین می‌شوند و نه به‌طور کامل رها به نوسانات بازار سپرده می‌شوند. در این تالارها، امکان تعیین قیمت به‌صورت شناور در بازه‌ای مشخص (کف و سقف قیمتی) فراهم شده است؛ سازوکاری که از یک‌سو مانع از جهش‌های ناگهانی و مخرب قیمت می‌شود و از سوی دیگر، فضای رقابتی لازم برای کشف قیمت واقعی را حفظ می‌کند.

همچنین قابلیت قیمت‌گذاری منطقه‌ای و مبتنی بر استان‌های همجوار، به کسب‌وکارها اجازه می‌دهد قیمت‌ها را با در نظر گرفتن شرایط واقعی عرضه، تقاضا و هزینه‌های لجستیکی هر منطقه تعیین کنند. این رویکرد، به‌جای تحمیل یک قیمت واحد ملی، امکان رقابت سالم میان فعالان بازار در سطح منطقه‌ای را ایجاد کرده و به کاهش عدم‌تعادل‌های محلی کمک می‌کند. چنین سازوکاری، به‌ویژه در بازارهایی با پراکندگی جغرافیایی تولید و مصرف، می‌تواند نقش مؤثری در بهبود کارایی قیمت‌گذاری ایفا کند. قیمت‌ها در این مدل، حاصل تعامل بازیگران بازار هستند، اما این تعامل در چارچوب قواعد شفاف، داده‌محور و قابل رصد انجام می‌شود. از منظر حکمرانی بازار، تالارهای معاملاتی ره‌آوا را می‌توان نمونه‌ای از ابزارهای تنظیم‌گری هوشمند قیمت دانست؛ ابزارهایی که بدون مداخله مستقیم دولت در تعیین عدد قیمت، امکان پایش رفتار بازار، شناسایی ناهنجاری‌ها و مداخله به‌موقع سیاست‌گذار را فراهم می‌کنند. این نقش، ره‌آوا را از یک سامانه صرفاً اطلاعاتی فراتر برده و به بخشی از زیرساخت اجرایی قیمت‌گذاری تنظیم‌گرانه در بازار کالاهای اساسی تبدیل می‌کند.

نتیجه‌گیری

تحولات اخیر نشان می‌دهد که مسئله اصلی بازار نهاده‌های دامی، نه حذف یا تداوم یارانه‌ها، بلکه چگونگی قیمت‌گذاری در شرایط جدید است. تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد که قیمت‌گذاری موفق، ترکیبی از سازوکار بازار و تنظیم‌گری هوشمند است. در ایران نیز، گذار از قیمت‌گذاری دستوری به قیمت‌گذاری تنظیم‌گرانه، نیازمند تقویت زیرساخت‌های داده‌ای، مالی و نظارتی است. در این مسیر، استفاده از سامانه‌های هوشمند و داده‌محور می‌تواند به ایجاد بازاری پایدارتر، قابل پیش‌بینی‌تر و منطبق با اهداف امنیت غذایی کمک کند.

منابع و مطالعات منتخب

سایر مقاله‌ها