حذف ارز ترجیحی نهاده‌های دامی و ضرورت تنظیم‌گری داده‌محور

حذف ارز ترجیحی نهاده‌های دامی و ضرورت تنظیم‌گری داده‌محور

نگارش توسط مهزاد ایراندوست | پژوهشگر اقتصادی

چکیده

حذف ارز ترجیحی نهاده‌های دامی، یکی از مهم‌ترین تغییرات سیاستی در زنجیره تأمین کالاهای اساسی به‌شمار می‌آید؛ تغییری که با هدف کاهش رانت، افزایش شفافیت و انتقال منافع یارانه‌ای به مصرف‌کننده نهایی طراحی شده است. با این حال، تجربه‌های پیشین نشان می‌دهد که موفقیت چنین اصلاحاتی، بیش از آن‌که صرفاً به طراحی سیاست وابسته باشد، به وجود زیرساخت‌های اجرایی و اطلاعاتی مناسب در زنجیره تأمین بستگی دارد.

در غیاب داده‌های دقیق و به‌موقع از جریان توزیع نهاده‌ها و رفتار بازار، حذف ارز ترجیحی می‌تواند به انتقال نااطمینانی و بی‌ثباتی به حلقه‌های تولید و توزیع منجر شود. از آنجایی که اصلی‌ترین هدف دولت از این اقدام، تضمین امنیت غذایی جامعه بوده است، این نوشتار به بررسی ریسک‌های اجرایی این طرح پرداخته و نقش سامانه‌های هوشمند و داده‌محور، به‌ویژه ره‌آوا، را در کاهش این ریسک‌ها و پشتیبانی از تنظیم‌گری هوشمند بازار در جهت تضمین هرچه بیشتر امنیت غذایی جامعه و تحقق اهداف طرح تحلیل می‌کند.

حذف ارز ترجیحی؛ تغییر سیاستی یا آزمون زیرساختی؟

حذف ارز ترجیحی در حوزه نهاده‌های دامی، صرفاً یک تصمیم ارزی یا قیمتی نیست، بلکه تغییری ساختاری در شیوه مدیریت بازار کالاهای اساسی محسوب می‌شود. در این چارچوب، یارانه از ابتدای زنجیره تأمین به انتهای آن منتقل شده و سازوکارهای جدیدی برای تأمین ارز، واردات نهاده‌ها و حمایت از مصرف‌کننده نهایی تعریف شده است. با وجود اهداف اعلامی این سیاست، تجربه‌های داخلی و بین‌المللی نشان می‌دهد که چنین اصلاحاتی، در صورت نبود اشراف اطلاعاتی کافی بر زنجیره تأمین، می‌تواند با چالش‌های جدی در اجرا مواجه شود. نهاده‌های دامی به‌دلیل نقش مستقیم در هزینه تمام‌شده محصولات پروتئینی، از حساس‌ترین نقاط این زنجیره هستند و هرگونه اختلال در تأمین، توزیع یا قیمت آن‌ها، به‌سرعت خود را در بازار مصرف نشان می‌دهد.

ریسک‌های اجرایی حذف ارز ترجیحی در بازار

یکی از مهم‌ترین ریسک‌های حذف ارز ترجیحی، انتقال نااطمینانی از حوزه نرخ ارز به حوزه تأمین و توزیع نهاده‌ها است. در شرایطی که قیمت نهاده‌ها در بخش تولید آزادتر می‌شود، نبود تصویر دقیق از میزان تولید، عرضه و تقاضای کالا و همچنین نحوه عملکرد عوامل در حلقه‌های زنجیره تامین از تولید تا مصرف، می‌تواند منجر به تصمیمات واکنشی، تخصیص‌های نامتوازن و شکل‌گیری گلوگاه‌های جدید در بازار شود. از سوی دیگر، طولانی بودن زنجیره تأمین و تعدد بازیگران، از واردکننده و تولیدکننده تا واحدهای صنفی، این بازار را مستعد عدم تقارن اطلاعاتی می‌کند. در چنین فضایی، حتی سیاست‌های حمایتی نیز ممکن است به‌درستی به هدف نخورند یا با تأخیر اثرگذار شوند. نهایتاً این تهدیدات می‌تواند به کاهش اثربخشی کالابرگ در حلقه آخر و نبود امکان نظارت کامل بر چرخه توزیع تا رسیدن به دست مصرف‌کننده منجر شود.

محدودیت نگاه موجودی‌محور در مدیریت بازار

در سال‌های اخیر، توسعه سامانه‌هایی نظیر سامانه جامع تجارت و سامانه انبارها، گام مهمی در جهت افزایش شفافیت و ثبت اطلاعات کمی کالاها و نهاده‌ها بوده است. این سامانه‌ها امکان رصد موجودی، ورود و خروج کالا و نظارت بر انبارها را فراهم می‌کنند و نقش مهمی در پایش ایستای بازار دارند. با این حال، تجربه اجرایی نشان می‌دهد که اطلاع از «چه مقدار کالا موجود است» لزوماً به معنای اشراف کامل بر وضعیت واقعی بازار نیست. هرچند در وضعیت فعلی، اطلاع دقیق از موجودی کالا نیز میسر نبوده و این طرح نتیجه کاملی دربر نداشته است. علاوه‌براین، چالش اصلی در بسیاری از مقاطع، نه کمبود اطلاعات موجودی، بلکه نبود دید کافی نسبت به جریان توزیع کالا در زنجیره، نحوه تخصیص، سرعت توزیع و رفتار عملیاتی بازیگران است. داده‌های موجودی کالا، تصویری لحظه‌ای و ایستا ارائه می‌دهند، درحالی‌که تنظیم‌گری مؤثر بازار، نیازمند درک پویای جریان کالا و رفتار بازار است.

ضرورت گذار به تنظیم‌گری داده‌محور

در شرایط حذف ارز ترجیحی، تنظیم‌گری بازار بدون اتکا به داده‌های واقعی و به‌روز، می‌تواند پرهزینه و کم‌اثر باشد. تنظیم‌گری داده‌محور به این معناست که تصمیمات مدیریتی نه بر اساس گزارش‌های تأخیری یا برآوردهای کلی، بلکه بر پایه داده‌هایی اتخاذ شود که مستقیماً از دل فعالیت واقعی بازار استخراج شده‌اند. این رویکرد امکان شناسایی زودهنگام اختلالات، پیش‌بینی رفتار بازار و طراحی مداخلات هدفمندتر را فراهم می‌کند و به راهبران بازار اجازه می‌دهد پیش از آن‌که نوسانات به بحران تبدیل شوند، واکنش مناسب نشان دهند.

ره‌آوا؛ از تحویل نهاده تا انعکاس کامل رفتار بازار

در این چارچوب، ره‌آوا را می‌توان نمونه‌ای از سامانه‌های هوشمندی دانست که نقش آن از مرحله تحویل نهاده به واحدهای تولیدی آغاز می‌شود و تا عرضه محصول نهایی در بازار ادامه می‌یابد. این سامانه با تمرکز بر ایجاد بستر مناسب برای رصد جریان واقعی نهاده و محصول، امکان مدیریت و برنامه‌ریزی دقیق وضعیت بازار، نظارت بر عملکرد بازیگران مختلف و جلوگیری از نوسانات مختلف را فراهم می‌کند.

در شرایط حذف ارز ترجیحی، بخشی از فعالان بازار ممکن است این تغییر را به‌عنوان مجوزی برای قیمت‌گذاری کاملاً آزاد یا تصمیمات کوتاه‌مدت و هیجانی تلقی کنند.

این موضوع منجر به افزایش احتمال قیمت‌گذاری غیرمنطقی، نقش‌آفرینی مخرب واسطه‌های غیرضروری، عدم شفافیت در فرایندهای حمل‌ونقل و حتی عرضه غیررسمی محصول می‌شود. در چنین شرایطی با افزایش بی‌رویه قیمت کالاها در سایر حلقه‌های زنجیره، به وجود آمدن کمبودها و یا بیشبود‌های مقطعی در بازار و استهلاک سرمایه در هرحلقه، نمی‌توان انتظار داشت که صرفاً تخصیص کالابرگ برای خرید کالاها، پایداری تامین کالاهای اساسی و رسیدن کالا به قیمت مناسب به دست مصرف‌کننده را تضمین کند.

در این شرایط سامانه ره‌آوا با ایجاد بستر الکترونیکی انجام معاملات شفاف و مستقیم در هرحلقه، ثبت داده‌های مرتبط با حمل‌ونقل، اعتباربخشی به معاملات و ایجاد فرآیندهای تسویه‌حساب الکترونیکی، علاوه بر افزایش نظارت‌‌پذیری بازار و جلوگیری از تخلفات احتمالی شامل واسطه‌گری، احتکار و .... به اطمینان خاطر بیشتر بخش خصوصی نیز کمک خواهد کرد؛ زیرا امنیت معاملات برای فروشندگان و خریداران کالا تضمین شده و بازگشت سرمایه برای عرضه‌کنندگان کالا (که در شرایط کنونی مبالغ بیشتری را نیز دربرمی‌گیرد) با امنیت و سهولت بیشتری صورت می‌گیرد.

داده به‌عنوان ابزار هدایت رفتار تولید

یکی از پیامدهای مهم حذف ارز ترجیحی، ناترازی‌های احتمالی در میزان تولید، عرضه و تقاضای بازار خواهد بود. به طور مثال بازار مرغ، در مقاطعی با افزایش یا کاهش جوجه‌ریزی مواجه خواهد شد؛ این اتفاق که مشخصاً دلایل مختلفی از جمله شرایط فصلی، قدرت تامین سرمایه توسط تولیدکننده و پارامترهای تاثیرگذار بر تولید مانند بیماری‌ها و تلفات دارد؛ منجر به ایجاد کمبودها و بیشبودهای مقطعی در بازار و نوسانات گاهاً شدید در قیمت مرغ زنده و گوشت مرغ می‌شود. قابل تصور خواهد بود شرایطی که تقاضای مصرف گوشت مرغ به دلایل مختلف افزایش یافته و در صورت نبود ابزار تنظیم‌گری مناسب برای راهبران بازار مرغ، عرضه مرغ کمتر از نیاز بازار می‌شود و درنتیجه با افزایش قیمت مرغ، کالابرگ نمی‌تواند ضامن حفظ قدرت خرید مردم باشد.

در این بین، سامانه ره‌آوا با تحلیل هم‌زمان داده‌های تولید، توزیع و مصرف، امکان مشاهده شکاف میان ظرفیت تولید و تقاضای واقعی بازار را فراهم می‌کند و به راهبران بازار کمک می‌کند تا به‌جای واکنش دیرهنگام، از شکل‌گیری عدم تعادل‌های پرهزینه جلوگیری کنند. در این معنا، داده ابزار هدایت هوشمند رفتار بازار است. حتی ابزارهای پیش‌بینی وضعیت بازار با کمک فناوری می‌تواند در این شرایط، به برنامه‌ریزی بهتر در بخش تولید کمک کند. کلیه این اقدامات نشانگر لزوم بهره‌گیری از داده نه تنها در حلقه آخر، بلکه در کل زنجیره تامین است تا نهایتاً امنیت غذایی جامعه با اطمینان بیشتری محقق شود.

جمع‌بندی: حذف ارز ترجیحی و اهمیت زیرساخت‌های هوشمند

حذف ارز ترجیحی نهاده‌های دامی، یک تصمیم سیاستی با اهداف مشخص اقتصادی است؛ اما موفقیت آن در عمل، بیش از هر چیز به کیفیت زیرساخت‌های اطلاعاتی و اجرایی وابسته است. این آزمون زیرساختی، بدون بهره‌مندی از داده‌های دقیق از جریان تولید تا مصرف و رفتار بازیگران مختلف و واکنش بازار، و حتی نبود سیاست‌های اصلاحی و حمایتی می‌توانند به نتایجی پرهزینه منجر شوند.

سامانه‌های هوشمند و داده‌محور، با تکمیل نگاه موجودی‌محور و ارائه تصویری پویا از زنجیره تأمین، نقش کلیدی در کاهش ریسک‌های این گذار ایفا می‌کنند. تجربه‌هایی مانند ره‌آوا نشان می‌دهد که تنظیم‌گری هوشمند بازار و اتکا به داده‌های واقعی، در کنار سیاست‌های حمایتی‌ مانند تخصیص کالابرگ، می‌تواند در شرایط جدید به تامین امنیت غذایی و رضایتمندی بیشتر تولیدکننده و مصرف کننده کمک نماید.

منابع و مطالعات منتخب

سایر مقاله‌ها